|
شخصی
|
کلمه زندگی با زن اغاز میشود
کلمه مردن با مرد اغاز میشود
پس ببالیم به خود که اغاز گر حیاتیم ![]()
سخت است میدانی چرا ؟
اینهمه دل در دنیا هست که هیچکدام برایم تنگ نمی شوند
عالم همه قطره است و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کرم دارد و اقاست حسین
ایام شهادت سالار شهیدان حسین ابن علی برهمه مسلمین تسلیت باد
از همه دوستان عزیز التماس دعا داریم
عباداتان مورد قبول حق
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر با تو از این گونه خطاها نکنم
بوسه دادی چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم
بگذار آغوشم یخ بزند از سرما .....
نمی خواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور
گردن ادم برفی وجودم بیاندازد
قفسم را نشکن
تو نکن ازادم گر رهایم سازی
بخدا خواهم مرد
من به زنجیر تو عادت کردم
بارها در پی این فکر که در قلب توام
با تو احساس سعادت کردم
بخدا خوشبختم
تو محبت کن و بگذار که تا عمری هست
من بمانم چو اسیری به حریم قفست
در الفبای شهر غریب جستجو کرد
همینکه عزیزت نگاهشو ازت گرفت
تو غریبی
الهی
نه من انم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو انی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز به جایی
پشت دیوار نشنیم چو گدا برسر راهی
کس بغیر تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
عید سعید فطر مبارک
چه دیر آمدی و
چه زود میروی
مرا در این جنگل تنها نگذار
از سکوت و تنهایی میترسم
ترسم ان روز بیایی که نباشد اثرم
کوزه گر کوزه بسازد از خاک بدنم
لب ان کوزه بسازند زخاک لب من
و تو بی خبر بوسه زنی برلبان و بر دهنم
عجب آن نیست که
آهوی دلم صید تو شد
عجب آن است
که من عاشق صیاد شدم
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
نمی دانم چه باید کرد؟
بمانم یا که بگریزم؟
اگر خواهم بمانم با تو،می بازم جوانی را...
و گر خواهم که بگریزم،چه سازم زندگانی را؟
گریزان بودن از یک سو،غم نبودن تو از یک سو...
کجا باید کنم فریاد،این درد نهانی را؟
نمی دانم چه باید کرد؟
بمانم یا که بگریزم؟
اگر خواهم بمانم با تو،این را دل نمی خواهد
گریز از خانه را هم یار پا در گل نمی خواهد
توعاقل یا که من،دیوانه من یا تو،به هر حالی
عذاب صحبت عاقل را دیوانه نمی خواهد.
نمی دانم چه باید کرد؟
بمانم یا که بگریزم؟
اگر خواهم بمانم با تو،کارم روز و شب جنگست
و گر بگریزم از تو،پیش پایم کوهی از سنگست...
نخواندی نغمه با ساز من و بی پرده می گویم:
صدای ضربه قلب من و تو ناهماهنگست....
نمی دانم چه باید کرد؟
نمی دانم چه باید کرد؟
خدایا خیلی خسته ام زیر فشار این درد پشتم خمیده شده تمام تنم درد میکنه خدایا تو خدایی اما نمی دونم چرا داری با دل من ......؟وای به که گویم که بر من چه میگذرد به تو؟ تو که همه بدبختیام از توست تو که .....؟خودم؟ خودم که بیشترین ظلم رو بخودم کردم ؟او؟ اویی که مرا بخاطر عشق تو دیوانه پنداشت...خدا خدایی که انگار من بنده اش نیستم هرچی صداش میزنم دریغ از جوابی از همه بیشتر از تو خسته ام تو تویی که خوبیهامو ندیدی تو که برصورتم سیلی بی رحمی زدی تو که عاطفه ام را زیز غرور بی رحمی و بی تفاویت له کردی چرا عشق رو تو وجودم نابود کردی .................؟خدایا دارم خفه میشم چرا چرا چرا فقط بگو چرا همین ؟؟؟؟؟منی که لبریز امید بودم هنوز باورم نمیشه که تو صدای منو نمی خوای بشنوی چرا ؟
خدایا .....................................................................................
کدام دل
کجای این جهان شکسته است
که هیچ کس به مقصدش نمی رسد
خالی یک
تنهایست
و توهمچون
مروارید گردن
اویز کسان
دگری
سلام به همه دوستان گلم پیشاپیش فرا رسیدن سال جدیدو بهار طبیعت را به همه شما عزیزان تبریک عرض کرده و برای همه شما بهترین اروزها را از خداوند منان ارزومندم و امیدوارم که بهترین سال زندگیتان باشد بهارتان گلباران لحظه سال تحویل از همه شما دوستان گلم التماس دعا دارم مرسی از همه شما
سلام دوستان گلم روز والنتاین رو به همه شما عاشقان تبریک می گم و برای همتون ارزوی بهترین عشقها رو دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز یه حکایتی خوندم خوشم اومد گفتم اینجا بذارم شما دوستان هم بخونید امیدکه لذت ببرید
شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه او
فقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند
ديگري گفت:موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم
وقتي به قله رسيد ند ، شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند: که خطاب به انها فرمود :سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولي گفت: مي بيني؟ بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم
ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد، هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند.تازه شهسوار به خود امد که ای کاش حرف خدا را گوش کرده بود دوستش به او گفت :تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند
خدا هیچوقت به ضرر بنده اش کاری نمی کند بلکه این ما هستیم که به ضررخودمان عمل میکنیم
سلام دوستان گلم فردا تولد عسلی منه عسلی تولدت مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

بهونه زندگیم روز تولد تو میلاد عشق منه برای شکرانه این روز پیشانی ام را به خاک می زنم و همیشه سجده شکر به جا خواهم اورد که خدا بهترین هدیه دنیا رو بهم داد قربونت برم نمی دونید من چقدر خوشحالم عسل بهترین ثروت منه مادر شدن قشنگترین و بهترین نعمته عسلی فردا 4سالش تموم میشه 5سالش میشه به خاطر اینکه تولدش توی محرم و صفره جشن تولدش رو بعد از صفر میگیریم قول میدم از عکسای تولدش براتون بذارم که فرشته منو ببیند که چه ماه شده
انگار بوته گل سرخ باغچمونم می دونه تولدت زمستونه زمستونا گل می ده قربونت برم
لبخند زدی و آسمان آبی شد
شبهای قشنگ مهر مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیبایت
تا آخر عمر غرق بی تابی شد
تولدت مبارک
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک